تبليغاتX
ماهک سرای من


ماهک سرای من

روانشناسی .شعر نو.دانستنیها...

آیا تا کنون متوجه تغییرات خلقی خود در فصل پاییز و زمستان شده اید؟!!آیا در این فصول بیشتر احساس خستگی و خواب آلودگی می کنید؟!

برخی افراد از علائم افسردگی ناشی از تغییر فصل در پاییز و زمستان رنج می برند.علائمی که در فصل های دیگر مانند بهار و تابستان فروکش کرده و دیده نمی شود.به این علائم(S.A.D) یاSEASONAL AFFECTIVE DISORDER یا افسردگی وابسته به فصل(افسردگی فصلی) می گوییم. در واقع (SAD) به اختلالات خلقی گفته می شود که به دلیل تغییرات طول مدت روز در فصل های مختلف به وجود می آید.

(SAD) برای اولین بار در سال 1845 مورد بررسی قرار گرفت و نهایتا در اوایل سال 1980 به این اسم نام گذاری شد.

از آنجا که نور خورشید در فصل های مختلف بروی فعالیت حیوانات می تواند تاثیرات متفاوتی داشته باشد(مانند خواب زمستانی و دوره های باروری )، SAD هم ممکن است ناشی از تغییرات طول روز و شدت نور در فصول مختلف باشد.


افسردگی در فصل پاییز و زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونین است که "هورمون وابسته به خواب" نیز نام دارد و در تاریکی و هنگام خواب شبانه بیشترین میزان ترشح را دارد.
متناسب با تغییرات فصل، تغییراتی در ساعت بیولوژیکی بدن بوجود می آید. این تغییرات در روشنایی و نور ناشی از تغییر فصل هر چند که جزئی باشد، می تواند باعث عدم تطابق ساعت فیزیولوژیکی بدن با برنامه روزانه شخص شود.

شایع ترین ماه هایی که می تواند منجر به تغییرات فصلی و افسردگی شود، دی و بهمن ماه می باشد و بیشتر افراد مبتلا را خانم های جوان تشکیل می دهند.

در این اختلال علائم شایع افسردگی مانند تغییرات خلقی، پرخوری، افزایش وزن، افزایش میزان خواب دیده می شود. همچنین تمایل به مصرف مواد غذایی قندی و نشاسته ای افزایش می یابد. قابل توجه است که این علائم در فصل های بهار و تابستان بهبود کامل می یابند.


عوامل بوجود آورنده ی این اختلال:
این اختلال افسردگی در فصل پاییز و زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونین از غده پینه آل در مغز است. این هورمون که "هورمون وابسته به خواب" نیز نام دارد، در تاریکی و هنگام خواب شبانه بیشترین میزان ترشح را دارد. بنابراین در پاییز و زمستان که طول روز کوتاه و طول شب بلند می شود، میزان ترشح این هورمون در بدن افزایش می یابد و در فرد ایجاد علائم افسردگی می کند.


درمان افسردگی فصلی:
محققان دریافته اند که فتوتراپی(نور درمانی) می تواند از ترشح بیش از حد ملاتونین در بدن جلوگیری کند. اغلب افراد به این درمان پاسخ می دهند.

این شیوه ی درمان شامل نور سفید فلوروسنت است که بر صفحه فلزی انعکاس داده می شود و شخص در مقابل این نور، با چشمان باز بدون نگاه مستقیم به نور قرار می گیرد.از این شیوه درمانی به مدت نیم الی دو ساعت در روز استفاده می کنند.

البته در موارد خفیف بیماری، قدم زدن در نور آفتاب به تنهایی می تواند شخص را در بهبود بیماری کمک کند. طی یک بررسی دریافته اند که یک ساعت قدم زدن در نور آفتاب به اندازه دو ساعت قرار گرفتن در مقابل نور سفید فلوروسنت می تواند در بهبود بیماری موثر باشد.

اگر فتوتراپی موثر واقع نشود (که البته درصد کمی را شامل می شود)، می توان از داروهای ضد افسردگی در درمان بیماری کمک گرفت. البته عوارض ناشی از مصرف داروهای ضد افسردگی  را نباید فراموش کرد

نوشته شده در یکشنبه 22 آذر1388ساعت 10:6 توسط ماهک | |

پنجره ای گشوده ام

از خویش به تو

پا گرفتی و بهانه ام شدی

پیله ای می تنم،

از آوازهایم،

گرد دستهایی که مرا پناه نمی شوند.

لبخند قربانیت می کنم،

_ بی حضور مزاحم گریه_

واژه برایت می پیچم،

در هاله جادویی شعر

آه !

آفتابگردانی را مانم

که به هر ساز تو میرقصد...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 12:13 توسط ماهک | |

آسمانها آبی
 پر مرغان صداقت آبی ست
دیده در اینه ی صبح تو را می بیند
از گریبان تو صبح صادق
 می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه
از آن پاکتری
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو
سبزی چشم تو
دریای خیال
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز
مزرع سبز تمنایم را
ای تو چشمانت سبز
 در من این سبزی هذیان از توست
زندگی از تو و
مرگم از توست
سیل سیال نگاه سبزت
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود
من به چشمان خیال انگیزت معتادم
و دراین راه تباه
عاقبت هستی خود را دادم

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 12:39 توسط ماهک | |

آرزوهایم را با باد تقسیم کردم

اما

برای سهم تاراج رفته ام

دستانم را

به کدامین گریبان

بیاویزم ؟

نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 10:23 توسط ماهک | |

 

همیشه سادگی را در زبان نگاهت میخواندم

اما اینبار

زبان نگاهت عوض شده

لطف کن

ترجمه اش را پاورقی نگاهت ضمیمه کن !

نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت 16:21 توسط ماهک | |

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پرواز خواهيم داد

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت؛

    روزي كه كمترين سرود بوسه است

    و هر انسان براي هر انسان برادري‌ست.

        روزي كه ديگر درهاي خانه‌شان را نمي‌بندند

        قفل افسانه‌ايست؛

       و قلب براي زندگي بس است...

روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است

تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي...

    روزي كه آهنگ هر حرف، زندگي‌ست

   تا من بخاطر آخرين شعر رنج قافيه نبرم...

روزي كه هر لب ترانه‌ايست

تا كمترين سرود، بوسه باشد...

         روزي كه تو بيايي،          براي هميشه بيايي

         و مهرباني با زيبايي يكسان شود...

روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم...

                     و من آن روز را انتظار مي‌كشم...

حتي    روزي كه    ديگر نباشم....

نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 9:26 توسط ماهک | |

 

جاری می‌شوی، مثل قطرهای باران که روی پنجره دنبال هم راه می‌افتند و خط میکشند روی نگاه آنسوی خیابان

جاری می‌شوی در من، مثل باد که جاری میشود در گیسوان به هم تنیده درختان و به سماع میکشاندشان

همیشه وقتی انتظارش را ندارم در من جاری میشوی... و من آغاز میشوم انگار با صدای تو که

 در من میپیچد ، با نوازش نگاه روشنت که سبد سبد شکوفه میریزد در من و با نوید دستانی که مرهم میگذارند بر زخمهای دلم...

شنیده‌ای که این روزها کمی ناخوشم شاید... دیده‌ای دخترت نمی‌خندد مثل همیشه‌ها، چشمهایش برق نمی‌زند دیگر ،صبوری را از یاد برده و بی‌قراری میکند مدام...

فهمیده‌ای که باز کم شده‌ای در روزگارم و من نمی‌توانم بی تو نفس بکشم حتی، چه برسد به اینکه بخندم و شادی کنم

اشکهایم هی آماده ریختنند و چشمهایم هی خیس می‌شوند و دلم یک جور بدی که انگار مریض

 شده‌باشد بی‌رمق افتاده یک گوشه... دیشب دیدم صدایت می‌زند و فهمیدم دیگر طاقت دوری ندارد بیش از این...

جاری شده‌ای تا آرامم کنی، تا همان دستانی باشی که خاک درد را میتکانند از تن احساس من، تا بنشینی زیر سایه درختان سیبم و برایم از خورشید و رنگین‌کمان و مهربانی بگویی

جاری شده‌ای تا صبوری یادم بدهی، تا بدانم تنهایم نخواهی گذاشت و مثل قدیمترها دستم را در دستانت گرفته‌ای و نمی‌گذاری هیچ چیز دنیای رنگین دخترک سیب نشینت را تیره کند

و من تشنه این جاری شدنم...

آرام لحظه هایم

در من قطره قطره ببار

نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 14:2 توسط ماهک | |

 

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه ی توست و مجازات زنایش با تو برابر ... می تواندتنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی .

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ی ولی لازم است و تو هر زمان که بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی... در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ... او درد می کشد و تو نگرانی کودک دختر نباشد....او بی خوابی می کشد تا تو خواب حوریان بهشتی را  ببینی.

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر؟... هر روز متولد می شود ، عاشق می شود، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد. و قرنهاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند.

چرا که او در چین و چروک های صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های مردش گام های شتاب زده ی جوانی برای رفتن و درد های منقطع ... قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال ازدرد...!                                                                                                                          

                                                                                 

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 9:39 توسط ماهک | |

لحظه‌اي، آخر درنگي، بيش از اينها، صبر كن

من به تو دل داده‌ام، تا جان ندادم، صبر كن


لحظه‌اي با من بمان اين عشق را انديشه كن
درد جان با رفتنت درمان ندارد، صبر كن


مي به جامم ريختي، مستم ز بوي موي تو
ديده‌ام با تو ببيند زندگاني، صبر كن


ديگر اينجا رازقي‌ها بوي نفرت مي‌دهند
گر بخواهي بوي عشق اينجا شنيدن، صبر كن


دل حديث توبه‌ي عشق تو را خواند ولي
دم به دم طالبتر از ماهي شود جان، صبر كن


غم ز هجرت ديده گريان تن بلاجان كرده‌است
گر نخواهي غم زدودن لحظه‌اي كم صبر كن


من نگويم تا ابد ماندن به پيش من وليك
غم فزوني مي‌كند گويد همينك صبر كن


عشق را درمان نباشد، جز وصال روي تو
تا در آتش سوختن را بر نكردي، صبر كن


اين شكستن را ز من بين و دمي آهسته‌تر
مي‌روي روزي وليكن، اينك اينجا صبر كن

نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 11:34 توسط ماهک | |

1-      بهترين و ارزنده ترين خصلت ها : انجام کارهاي نيک، فرياد رسي بيچارگان و بر آوردن آرزوي آرزومندان است


2-      از بخششي که زيان آن براي تو بيش از سودي است که به برادرانت ميرسد خودداري کن


3-      ايمان عبارت است از : اقرار به زبان ،‌شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح 


4-      بالاترين درجه عقل خودشناسي است

 

5-      آن کس که براي رضاي الله کسي را به برادري گزيند خانه اي را در بهشت بدست آورده است

 

6-      بهترين ثروت شخص و برترين اندوخته اش صدقه است 

 


7-      خوش خلقي دو گونه است : فطري و اختياري ولي صاحب خلق خوش اختياري برتر است


8-      شکيبايي بر بلا زيبا و پسنديده است ولي برتر از آن صبر در برابر محّرمات است


 

نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 12:21 توسط ماهک | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ